صدای مربیان فوتبال: زندگی از تصمیمات تشکیل شده است

زندگی از تصمیمات تشکیل شده است

دیر یا زود، من اسکاتلند را ترک خواهم کرد. این همان چیزی بود که به پدر و مادرم در یک بازدید غیرمنتظره از خانه گفتم.

“کجا میخوای بری پسرم؟” از من پرسیدند من نمی دانستم، اما از یک چیز مطمئن بودم – برای رشد باید کشورم را ترک کنم.

این به سال 2009 برمی گردد، زمانی که من به عنوان مربی جوانان در داندی یونایتد، باشگاه زادگاهم و یکی از نام های سنتی بزرگ در فوتبال اسکاتلند، کار می کردم. برای یک جوان 22 ساله که رویای او گذراندن زندگی از فوتبال بود، شاید شغل جذابی به نظر می رسید. اما من متقاعد شده بودم که اگر آنجا بمانم به زودی سقفی خواهم زد. من نیاز به عبور از مرزها، کشف فرهنگ های جدید و رشد داشتم.

من کاملاً مطمئن نبودم که می‌خواهم با زندگی‌ام چه کار کنم، اما واضح بودم که چه چیزی برای حرفه‌ام نمی‌خواهم. البته این را به پدر و مادرم نگفتم.

مدت زیادی بعد از آن مکالمه، از یک شماره پرتغالی با من تماس گرفته شد. این نونو اسپریتو سانتو بود که در دوره مربیگری یوفا B در گلاسکو دانشجوی همکار بود. نونو قرار بود هدایت ریو آوه اف سی را بر عهده بگیرد و می خواست من دستیار او در باشگاه پرتغالی باشم.

فرصتی که منتظرش بودم دقیقاً همینطور فرا رسید، با صدای زنگ تلفن. همانطور که تصور می کردم، آن تماس در نهایت زندگی من را به کلی تغییر می داد.

تصور می‌کنم از نظر او، من فقط یک جوان اسکاتلندی بودم که 20 ساعت در روز را به فکر مربیگری و تمرین می‌گذراند.

آمدن به پرتغال بدون دانش زبان آسان نبود. در چند هفته اول، در حالی که برای جلسات تمرینی در خانه نونو آماده می شدیم، سعی کردم اصطلاحات کلیدی فوتبال را حفظ کنم تا بتوانم روز بعد از آنها در زمین بازی با بازیکنان استفاده کنم. سخاوت بازیکنان نیز برای کمک به من در تطبیق بسیار مهم بود. آنها با آغوش باز از من استقبال کردند و طولی نکشید که احساس کنم در خانه هستم.

جو حرفه ای بین من و نونو دقیقاً مثل زمانی بود که همکلاسی بودیم. وقتی برای اولین بار همدیگر را دیدیم، هیچ چیز در مورد دوران موفق او به عنوان دروازه بان نمی دانستم. برای من، او فقط یک جوان پرتغالی بزرگ بود. تصور می کنم از نظر او من فقط یک جوان اسکاتلندی بودم که 20 ساعت در روز را به فکر مربیگری و تمرین می گذاشت.

در Rio Ave FC به نظر می رسید همه چیز به طور طبیعی سر جای خودش قرار گرفته است. در اولین فصل مشترک ما، 2012/13، ما در لیگ پریمیرا ششم شدیم. کمپین بعدی، ما به فینال‌های جام حذفی پرتغال و جام اتحادیه رسیدیم و اولین راهیابی باشگاه را برای یک رقابت قاره‌ای، لیگ اروپا، تضمین کردیم.

ثباتی که Nuno به Rio Ave آورد توجه بسیاری از مردم را به خود جلب کرد. شما واقعاً می توانید احساس کنید که کار سخت نتیجه داده است. سپس پیشنهادی از والنسیا دریافت کرد تا سرمربی جدید این باشگاه شود.

باید اعتراف کنم که این حرکت کمی مرا ترساند. البته هر جا که بروید فوتبال همان فوتبال است. اما ما در یک حرکت دو یا سه سطح بالا می رفتیم. والنسیا یک باشگاه بزرگ است، با تاریخچه ای پر از پیروزی و پر از بازیکنان و مدیرانی که بسیار مهم بوده اند.

علاوه بر همه اینها، تقاضا برای نتایج بود، از جمله هدف بسیار واضح – و بسیار دشوار – برای صعود به لیگ قهرمانان. آن سطح از فشار داخلی و خارجی برای من تازگی داشت. اما ما آن را مدیریت کردیم و Nuno همیشه تصمیم‌گیری را رهبری می‌کرد، نیازهای محیط جدیدمان را درک می‌کرد و اثری از خود به جای گذاشت.

“فرصت کار در نیوکاسل برای پیشرفت من بسیار ارزشمند بود.”

در والنسیا، ما چیزی متفاوت از سبک بازی معمولی مرتبط با لالیگا را انتخاب کردیم.

تیم ما سبک فوتبالی سریع‌تر و تهاجمی‌تر را بازی کرد که شامل انتقال‌های بیشتری بود. ما علاقه ای به تیکی تاکا نداشتیم تا ببینیم آیا می توانیم در عرض دو دقیقه 50 متر در زمین پیش برویم. هدف ما این بود که توپ را پس بگیریم و به شیوه ای سازمان یافته بلافاصله به حریف حمله کنیم.

کم کم در سایر زمینه های بازی نیز پیشرفت کردیم و به تیمی بسیار سخت تبدیل شدیم. ما لیگ را در رده چهارم به پایان رساندیم و به هدف خود برای بازگشت باشگاه به لیگ قهرمانان دست یافتیم.

با این حال، در پایان فصل 2014/15، تصمیم گرفتم از نقش خود به عنوان دستیار نونو در والنسیا کناره گیری کنم. به دلایل خانوادگی، نیاز داشتم به خانه نزدیکتر باشم. چند ماه بعد، با نیوکاسل یونایتد به توافق رسیدم تا دستیار استیو مک‌کلارن شوم.

تصمیم من برای ترک والنسیا عمدتاً ناشی از آن شرایط شخصی بود. با این حال، از نظر حرفه ای، هرگز ترک باشگاهی را که برای بازی در لیگ قهرمانان اروپا آماده می شود، به عنوان یک گام به عقب ندیدم، برای باشگاهی که فقط برای اجتناب از آن می جنگید.

سقوط از لیگ برتر. نیوکاسل باشگاه بزرگی با هواداران فوق‌العاده‌ای است و کار کردن در لیگ برتر، صرف نظر از اینکه از کجا آمده‌اید، هرگز نمی‌تواند یک گام به عقب تلقی شود.

فرصت کار در نیوکاسل برای پیشرفت من به عنوان مربی فوق‌العاده ارزشمند بود. این باشگاهی با انتظارات فراوان و حمایت فوق‌العاده هوادارانش است. در طول دوران حضورم در آنجا، افتخار همکاری با دو مربی برجسته را داشتم، زیرا پس از رفتن استیو مک‌لارن، هیئت مدیره رافا بنیتز را منصوب کرد.

“نباید به اسکاتلند برمی‌گشتم”

من با رافا گفتگوهای طولانی زیادی در مورد فوتبال داشتم. او از صحبت در مورد تجربیاتی که از سر گذرانده بود لذت می‌برد و من عاشق گوش دادن به آنها بودم. این یک امتیاز است که بتوانم چنین تعاملی با کسی با چنین تجربه غنی در حرفه خود داشته باشم. در طول دوران همکاری‌مان، چیزهای زیادی در مورد سازماندهی دفاعی یک تیم از او یاد گرفتم.

همانطور که همه ما می‌دانیم، زندگی از تصمیمات تشکیل شده است. در دسامبر ۲۰۱۶، پس از ترک نیوکاسل، هارتس در اسکاتلند را به عنوان مقصد بعدی حرفه‌ای خود انتخاب کردم. در تئوری، این اولین فرصت من به عنوان سرمربی بود. با این حال، من اینطور فکر نمی‌کنم، زیرا معلوم شد که تصمیم اشتباهی بوده است.

فوتبال اسکاتلند بسیار عجیب و غریب است. به همان دلایلی که باعث شد سال‌ها قبل به والدینم بگویم که می‌خواهم بروم، نباید به اسکاتلند برمی‌گشتم. من به طرز فکر افرادی که فوتبال را در کشور من اداره می‌کنند و شرایط کاری که به متخصصان این بازی ارائه می‌دهند، اشاره می‌کنم.

در هر صورت، هفت ماهی که در هارتس گذراندم، به من کمک کرد تا برای هر اتفاقی که ممکن است در دوران حرفه‌ای‌ام رخ دهد، آماده شوم. وقتی یک تجربه به شما نشان می‌دهد که چه چیزی را برای خودتان نمی‌خواهید، باید سپاسگزار باشید.

من تقریباً یک سال بدون پیوستن به باشگاه دیگری گذراندم. به آن زمان نیاز داشتم تا افکارم را دوباره سازماندهی کنم. من حتی کتابی با عنوان «بازی من» نوشتم که هرگز منتشر نشد، تا بتوانم ایده‌های خاصی را مرور کنم و برخی از باورهای دیرینه‌ام را آزمایش کنم. نوشتن نوعی درمان است که من دائماً آن را تمرین می‌کنم.

باز هم، نونو اسپیریتو سانتو بود که مرا به فوتبال بازگرداند. در سال ۲۰۱۸ او هدایت ولورهمپتون واندررز را بر عهده گرفت و می‌خواست دوباره با هم کار کنیم. اگر هر کس دیگری بود، شاید دعوت به بازگشت به عنوان دستیار مربی را نمی‌پذیرفتم. اما چون او بود، نه گفتن غیرممکن بود.

«صرف نظر از سیستم، ما همیشه با تیمی تهاجمی به زمین می‌رفتیم»

همکاری با نونو دوباره ثمربخش بود و تصمیم پیوستن به او در ولورهمپتون برای دوران حرفه‌ای من مناسب از آب درآمد.

من سه سال را در این باشگاه گذراندم و کمی پس از اینکه نونو ولورهمپتون را به عنوان قهرمانی چمپیونشیپ رساند، به آن پیوستم و سپس از نزدیک شاهد بودم که چگونه این تیم خود را در بین هفت تیم برتر لیگ برتر تثبیت کرد. ما با هم به ولوز کمک کردیم تا به اروپا برگردد و برای اولین بار پس از ۳۹ سال به لیگ اروپا راه یابد.

بعد از اینکه نونو در سال ۲۰۲۱ ولوز را ترک کرد، من هم در دو باشگاه بعدی او، تاتنهام هاتسپر – که دوران حضور ما فقط چهار ماه طول کشید – و سپس در الاتحاد عربستان سعودی، که در آن عنوان قهرمانی لیگ برتر عربستان را در فصل ۲۰۲۲/۲۳ و سوپرجام عربستان را در سال ۲۰۲۳ به دست آوردیم، به او پیوستم.

سرانجام، در سال ۲۰۲۴ فرصتی پیش آمد تا واقعاً سرمربی شوم. استوریل پرایا یک پروژه جسورانه را به من ارائه داد، پروژه‌ای که حاضر بود ریسک کند تا نوع متفاوتی از فوتبال را بازی کند که معمولاً در لیگ پرتغال دیده می‌شود.

باشگاه از اینکه هر فصل به ماه مارس و آوریل می‌رسید و هنوز نگران آینده بود، خسته شده بود. این پیشنهاد دقیقاً با چیزی که من به دنبالش بودم مطابقت داشت – یک باشگاه با ساختار خوب با ایده‌ای روشن از آنچه که می‌خواستند به آن دست یابند و چشم‌اندازی که همه مسئولان سازمان به اشتراک گذاشته بودند.

تیم ما می‌توانست با سه مدافع یا چهار مدافع بازی کند، می‌توانستیم با دو، سه یا حتی پنج هافبک در ترکیب قرار بگیریم و می‌توانستیم به روش‌های مختلف حمله کنیم. صرف نظر از سیستم، ما همیشه با تیمی تهاجمی، سازمان‌یافته و آماده برای بازی بدون ترس به زمین می‌رفتیم.

“تنها چیزی که از بازیکنانم خواستم شجاعت بود و آنها در هر بازی به آن پاسخ دادند”

زیرا هدف از همان ابتدا بازی بدون ترس، بدون فکر کردن مداوم به بقا بود. ما می‌خواستیم فوتبال پیشگیرانه، با شجاعت، با اعتماد به نفس برای ریسک کردن و بدون ترس از آنچه ممکن است اشتباه پیش برود، بازی کنیم. در عین حال، ما می‌خواستیم به ایجاد یک فرهنگ باشگاهی متفاوت کمک کنیم – فرهنگی که در آن همه همان حس شجاعت را به اشتراک بگذارند: کادر مربیگری، هیئت مدیره، مالکان و هواداران.

این چشم‌انداز من برای یک استوریل متفاوت بود، چالشی که برای خودم تعیین کردم. یک استوریل بدون ترس، جایی که اضطراب و فشار صرفاً اجتناب از سقوط دیگر هیچ کس وجود نداشت و به ما اجازه می‌داد که به رشد خود ادامه دهیم و اهداف بزرگتری را دنبال کنیم. من معتقدم که به این هدف رسیدیم.

بازی کردن به روشی که ما انجام می‌دادیم آسان نبود. اما تنها چیزی که از بازیکنانم خواستم شجاعت بود و آنها در هر بازی به آن پاسخ دادند. این تعهد شاید چیزی باشد که من را به کارم در استوریل بیشتر از همه مفتخر می‌کند. خیلی بیشتر از شنیدن اینکه مردم می‌گویند ما لیاقت امتیازات بیشتری را داشتیم، اینکه ما فوتبالی شایسته صعود به اروپا بازی کردیم، یا دیدن افزایش ارزش بازار تیم – به عنوان مثال، کوین بوما به تازگی با قیمتی رکوردشکن در باشگاه فروخته شده است.

احساس خوبی است که بدانید کاری را به خوبی انجام داده‌اید. اکنون فرصتی عالی پیش آمده است و تمام توجه من به سنت اتین – یک باشگاه تاریخی – متمرکز شده است. من با قدردانی فراوان از استوریل، مردم و هواداران و به ویژه از بازیکنان اینجا را ترک می‌کنم.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تاکتیک های فوتبال و کسب بینش از مربیان در بالاترین سطح، سایت های فوراستادی 4STUDY.IR ، ساکر آکادمی، وبلاگ باشگاه و مدرسه فوتبال درفک البرز را  مطالعه کنید.  

باشگاه و مدرسه فوتبال درفک البرز، به عنوان بهترین مدرسه فوتبال کرج تلاش دارد تا همگام با تمرینات بهترین آکادمی های فوتبال دنیا جلو رفته و استعدادهای بهتررا به فوتبال ملی و باشگاهی ایران معرفی کند. شما نیز می توانید عضو باشگاه درفک البرز شده و در مسیر حرفه ای شدن قدم بردارید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید